غریب آشنا
با تو همه رنگها مرا نوازش میکند با گرمی دستان تو گلها میخندند شراب بوسه ات مستم میکند و چشمانت آتش غم به دلم میزند من از روزگار تو را گلچین کردم میخواهم آغوشت مکانی برای زیستن و مردن من باشد قسم به حرمت چشمانت که جایگاه تو قلب من است پرنده بی طاقت دلم چه بیتاب است من در سکوت تلخ خویش تو را فریاد میکنم تو را میخوانم و تو را میخواهم تولد من اولین نگاه تو بود و لبخند تو اولین دم زندگیم در بستر سکوت شب تویی در رویاهایم تویی همیشه سبز و روان با تو آسمان دلم آبی ست عشق تو دریایست جام امید زندگی با تو مرا زنده میکند با تو شوق پرواز دارم در دیاری دور دیاری که در آن همیشه بهار است با تو خواهم ماند اگر تو بخواهی و برایت خواهم مردچون خود میخواهم
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
کاش چون پرنده ای در فلات دلت اوج میگرفتم تا قله عشق تو را فتح کنم Archivesمرداد 1391تير 1391 AuthorsسیامکLinks
ردیاب ماشین
LinkDump
حمل و ترخیص خرده بار از چین |